بحث جدیای بین دوگروه موافق و مخالف مذاکره شکل گرفته بود. در یکی از همین گروههای معمول که همه مان عضوش هستیم. یکی میگفت باید از تیم مذاکره حمایت کنیم و دیگری با هشتک میگفت: رویکرد رهبر شهید «نه_به_مذاکره» بوده است. گاهی هم پیامهای مختلف با جانب داریهای متفاوت در گروه باز ارسال میشد.
راستش دیده بودم توی کانالهای خبری اشاره میشود که این اختلاف نظرها هنوز متأثر از انتخابات است، اما من بین بحث میشناختم کسانی را که نقطه مقابل رویکرد انتخاباتی شان ایستادهاند و امروز فقط رویکردشان وطن است نه جناح سیاسی و شخص منتخبشان. شاید اختلاف نظرهایی هم باشد. شاید حتی مشاجراتی در تجمعات رقم خورده باشد که من ندیدم، اما آنچه امروز به وضوح به چشم میآید چنگ زدن مردم به ریسمان اتحاد است.
مردم حالا میدانند که به قول امام شهیدمان مبعوثاند و سرنوشت به دست آن هاست. مردم حالا پرچم به دست میگیرند و کوچه به کوچه به دنبال وحدت ملیاند. زیر پرچم سه رنگ با نام مبارک ا...، فریاد علاج در وطن است سر میدهند. در همین تجمعهای کوچک آدمها با پوشش و نگرش مختلف کنار هم قرار گرفتهاند و برای ایران دل به یکدیگر سپردهاند.
از تفاوت اتومبیلهایی که شبها پرچم افراشتهاند هم میشود متوجه شد همه کسانی که دور اسم وطن ایستادهاند از شرایط مالی یکسانی برخوردار نیستند و خیلیها با وجود مشکلات معیشت باز امروز اولویتشان میدان داری در دل خیابان است. این اهمیت به زندگی جمعی یک تغییر بزرگ است، اما این اتفاق چیزی است که در ذات ما بوده و ریشه در خانوادها دوانده است.
اصلا یک نگاه به خانه هایمان بیندازیم متوجه میشویم امروز برنامه آشپزی مادرانمان و ساعت پهن شدن سفره هم با شرکت در تجمعات تنظیم میشود. پدران نیم ساعتی زودتر از محل کار برمی گردند که دوش بگیرند و استراحت کنند و برای تجمعات آماده شوند و این هم افزایی باعث میشود با شنیدن نماهنگ «اتحاد اتحاد» حاج محمود کریمی احساس غرور و حماسه را تجربه کنیم و پشت ولایت و وطن بایستیم و زیر پرچم افراشته قدم بزنیم.